السيد الطباطبائي

14

مجموعه رسائل ( فارسى )

خسروشاهى كه با آقاى طباطبائى همكارى داشته‌اند ، اعلام شد . مرحوم طباطبائى در تفسير الميزان ، در اين باره مرقوم داشته‌اند : « بعضى گفته‌اند : ذوالقرنين همان كوروش ، يكى از ملوك هخامنشى در فارس است كه در 539 - 560 ق . م . مىزيسته ، و همو بوده كه امپراتورى ايرانى را تأسيس و ميانه دو مملكت فارس و ماد را جمع نمود . بابل را مسخر نمود ، و به يهود اجازه مراجعت از بابل به اورشليم را صادر كرد ، و در بناى هيكل كمك‌ها كرده ، مصر را به تسخير خود در آورد . . . آن‌گاه رو به سوى مشرق نهاده تا اقصى نقاط مشرق پيش رفت . اين قول را بعضى از علماى نزديك به عصر ما ، يعنى سر احمدخان هندى ابداع و مولانا ابوالكلام آزاد در ايضاح و تقريب آن سخت كوشيده است . . . » . « 1 » مرحوم طباطبائى طى هشت صفحه ، كليهء نظريات ابوالكلام را به‌طور خلاصه آورده و در پايان نوشته‌اند : « . . . اين بود خلاصه‌اى از كلام ابوالكلام ، هرچند بعضى اطرافش خالى از اعتراضاتى نيست ، لكن از هر گفتار ديگرى ، انطباقش با آيات قرآنى روشن‌تر و قابل قبول‌تر است . . . » « 2 » و « 3 » البته همان‌طور كه اشاره شد ، دربارهء « ذوالقرنين » نظريات مختلف و گوناگونى ذكر

--> ( 1 ) . الميزان ، ترجمه موسوى همدانى ، ج 26 ، ص 304 . . ( 2 ) . ايضاً ، ص 311 ، در تفسير كشف الحقايق عن نكت الآيات و الدقايق ، تصنيف ميرمحمد كريم نجل حاج ميرجعفر علوى كه به ترجمه حاج عبدالمجيد صادق نوبرى به چاپ رسيده است ، صحبت ذوالقرنين را مربوط به اسكندر مقدونى ياد كرده ، ولى در حاشيه كتاب نوشته است كه « احوال ذوالقرنين با شرح حال كوروش كبير مطابقت دارد و ذكر نام اسكندر اشتباه تاريخ است . . . » ( ج 2 ، ص 427 ) ، و در ابتداى كتاب چاپ اول نيز ياد كرده است كه از ترجمه باستانى پاريزى درين مورد استفاده شده . آقاى تابنده گنابادى نيز نوشته‌اند : « . . . نظريه‌اى كه اخيراً مورد تأييد دانشمندان واقع شده ، اين است كه ذوالقرنين همان كوروش كبير است - هرچند كه بيشتر مفسران او را با اسكندر مقدونى يكى مىدانستند و عده‌اى هم او را يكى از ازواء و تبع‌هاى يمن مىگفتند و اين دو نظريه بيشتر از ديگران شهرت داشت . . ( 3 ) . مولانا ابوالكلام آزاد ، كوروش كبير - ذوالقرنين - ، ترجمه دكتر محمد ابراهيم باستانى پاريزى ، ص 13 و 14 ، چاپ پنجم ، تهران 1369 . .